موقعی که روز اول وارد آمریکا شدم٬ کازن گرامی ازم پرسید. خوب اینجا چطوره؟ چیش جالبه؟ نگاه که می کردم میدیدم که سبک ساختموناش با ما فرق داره اما خوذمون اونقدر تو تهران برج و ساختمون های قشنگ داریم که با دیدن ساختموناش تعجب نمیکنیم. ماشین ها خیلی نو بودند اما اونفدر تو تهران هم ماشین های نو و جدید زیاد شدن که باز این موضوع هم جلب توجه نمیکرد. اما ۲ تا چیز نظرم رو گرفتن. اول عرض بزرگرا هها بود.عرض بزرگراه های درون و بین شهریشون به اندازه آزاد را تهران قم بود حتی بزرگتر. و مردم همه بین دو خط رانندگی میکردن.
روز اول که وارد شده بودم اونقدر حجم اطلاعات وارد شده زیاد بود که وقت نمی کردم پردازششون کنم. مثلا تو بزرگراه یه بار دیدم خروجی بزرگراه از سمت راسته٬ از تو لاین سرعت! با خودم گفتم اینجا هم گاگولایی مثل الف. نون هستن که دوربرگردون و خروجی تو باند سرعت درست کنن. اما بعدا فهمیدم که بابا اینا حساب کجاها رو کردن!!!
تو بزرگراهاشون باند سمت چپ اسمش کار پول هست( همه جا نیست بعضی بزرگراهها). این باند برای ماشین ها غیر تک سر نشین هست و معمولا خلوت تر از بزرگراهه مخصوصا تو پیک ترافیک. این کار رو کردن که ماشیها سعی کنن تک سرنشین نباشن. حالا اینجای قضیه رو داشته باشین! اینا برای اینکه ماشین های جلوی هم نپیچن و ترافیک درست نکنن! غیر از اینکه از سمت چپ خروجی گذاشتن! واسه کار پولی ها هم از سمت راست خروجی گذاشتن که بدون اینکه از تو لاین های دیگه عبور کنن بتونن خیلی سریع از بزرگراه خارج بشن.
تمام مسیر کارپول هم دوربین داره و اگه ببینن کسی تک سر نشین است و تو اون باند رانندگی میکنه خوب جریمش میکنن!
نکته دوم نظم و احترام به قانون بود! بابا سر هر تابلوی ایست همه ۳ ثانیه وای میستن! حتی نصفه شب که هیشکی نیست!!! سر این کاراشون دیگه مور مورم میشد!
از لطف کازن گرامی بنده هم سوار ماشین بنز ۲۰۰۸ شدم! عکس بالا در حال رانندگی در بزرگراه فایو به سمت سن دیگو گرفته شده. ماشین ها اکثرن اتوماتیکن و من اولش یکم گیج زدم چون هی میخواشتم کلاج بگیرم. اما تجربه بسیار جالبی بود. رانندگی اینجا با ایران خیلی فرق میکنه. خیلیییییییییییییییییی
اینم عکس جلوی ماشین واسه اونایی که می خوان مدل ماشین رو پیدا کنن![]()

سفر من شنبه شب یا شاید هم بامداد یکشنبه شروع شد.
با دوتا چمدون یکی به وزن تقریبا ۲۰ کیلو و دومی به وزن تقریبا ۵۵ کیلو به سمت فرودگاه امام حرکت کردم. برنامه سفرم این بود که ابتدا با پرواز ۴ صبح امارات باید میرفتم دوبی بعد دوساعت از دوبی میرفتم قبرس. یکشنبه نزدیک ظهر به وقت قبرس به شهر لارناکار رسیدم و رفتم هتل و فرداش دوشنبه با ون های بین شهری به شهر نیکوزیا رفتم که سفارت آمریکا در اونجا هست. پاسپورتم رو تحویل دادم و گفتن برای ۵ شنبه ویزام آماده خواهد بود. باید ابتدا زنگ بزنم و بعد برم براب پیک آپ. امید وارم مشکلی پیش نیاد و ۵ شنبه ویزای آمریکا رو بگیرم.
۳ شنبه هم رفتم بلیط برای آمریکا گرفتم. قرار پرواز ساعت ۵ صبح جمعه ازاینجا باشه به لندن. بعنی باز نصفه شب باید بزنم بیرون و برم فرودگاه. ساعت ۸ به وقت لندن میرسم اونجا و ۳ ساعت بعد پرواز میکنم به سمت آمریکا و تقریبا ساعت ۳ به وقت لس آنجلس میرسم اونجا. قراره دختر دایی مادرم بیاد دنبالم و ازاونجا بریم سن دیگو و تا دوشنبه سندیگو باشم و دو شنبه صبح بیام ایرواین و کم کم وارد زندگی جدید دانشجویی بشم. دعا کنید که همه چی درست پیش بره و به این برنامه ها برسم.
توی فردگاه امام بهم گفتن که به ازای هر کیلو اضافه بار باید ۹ دلار پول بدم و چون من برای قبرس باید بلیط رفت و برگشت می خریدم نمی تونستم بیش تر از ۲۰ کیلو بار با خودم ببرم یعنی تقریبا ۴۵۰ دلار پول اضافه بار باید می دادم. مسئله بعدی این بود که هر بسته من نباید از ۳۲ کیلو بیشتر باشه و یه بسته من ۵۵ کیلو بود. حالا تو اون وانفسای فرودگاه که باید میرفتم و زودتر از خانواده خداحافظی میکردم و صف طولانی گذرنامه اون وسط چمدون رو ریختم بیرون و دادم به این بسته بندی های فروذگاه که بار اضافه رو توی یه بسته جدید بسته بندی کنن!
نهایتا کار به اینجا کشید که قرار شد بسته هام رو فریت کنن به آمریکا و قراره ۲ شنبه بارم در فروگاه لس آنجلس باشه. برای ۱۰۰ کیلو بار فقط ۲۵۰ دلار. پیشنهاد میکنم به دوستان که حتما در مورد بارشون به این گزینه فکر کنن. از پسا ارزونتر در میاد!
اگه خدای نکرده مشکلی پیش بیاد و مجبور بشم برگردم٬ تو تهران دیگه لباش ندارم بپوش و الآن که دارم میرم آمریکا تا چند روز٬ ۲ ۳ دست لباس بیشتر ندارم که بپوشم.
برای گرفتن بلیط پرواز مستقیم از قبرس به آمریکا از قبل با خانم سوفیا پیرایش تماس گرفتم و اون بلیط رو واسم رزرو کرد. و اومدم اینجاپولش رو بهش دادم. به این ترتیب از قبل از بابت بلیط قبرس به آمریکا مطمئن بودم. اینم بدونبد که از ایران نمیشه بلیط قبرس به آمریکا گرفت.
به بچه هایی که قبرس اومدن و خانم پیرایش رو دیدن یه چیزی بگم شاخ در بیارین. ایشون یه دختر هم سن و سال ما داره که داره دکتری می خونه تو آمریکا!!! من فکر میکردم طرف ۳۰ تا ۳۵ باشه!!! اما مثکه ۴۰ ۵۰ ساله هست!!! دوستان بیاین قبرس جوون بمونید!
اگه حسش بود می خوام در چندتا پست در مورد اپلای کردن بنویسم. می دونم که همه اونایی که رفتن می خواستن این کاررو بکن اما آخرش نمی کنن. امیدوارم من بکنم.
اینم یه نقشه از سفر من از تهران تا لس آنجلس. قرمزها تیکه اول سفر رو نشون میدن و آبی ها تیکه دوم سفر هستن.
