من ميشنوم و فراموش ميكنم، من ميبينم و بخاطر ميآورم، من انجام ميدهم و ميفهمم
قرار بود که پس فردا من الولین امتحانم رو در دانشگاه بدم. از یه درسی هم بود که کاملا کامپیوتری بود و من تو دوره لیسانس نخونده بودمش.برای همین دو روز افتاده بودم رو کتاب و داشتم به قول معروف خر می زدم!
این هم خونه ای عزیز ما جناب جک٬ چندباری از کنار من رد شدن و رفتن تا اینکه ازم پرسیدن: چه خبر٬ چی کار میکنی؟ منم گفتم که آره قضیه اینه و هفته دوم ترم امتحان داریم!
یکمی نگاه کرد و گفت من واست یه هدیه از تایوان دارم و سریع رفت تو اتاق. وقتی برگشت دیدم که یه کارت تو دستشه! گفتم نکنه واسه سال نو کارت گرفته باشه تو دلم خجالت کشیدم که چرا من این کارو نکردم.
اومد و گفت: این ونچنگ دی هست. خدای امتحان. وقتی امتحان داریپیش این خدا می ری و اون بهت کمک می کنه. بعدش هم گفت ایندفعه حتما ای پلاس میگیری!!
اون عکس رو که نگاه کردم خیلی نفهمیدم که سر و ته عکس چیه. پشتش رو خوندم که نوشته بود:
[Wencheng Di]
is also known as the Emperor of Prospring Culture who is the God of scholars. Wencheng Di is regarded as the God in charge of studying and exam; people go to him praying for improving academic performace or better exam results or fame. Parents visit Wencheng Di temples to pray for blessing in hope of being admitted to an ideal school
دوباره عکس رو نگاه کردم و فهمیدم که مثل یک کاردستی میمونه که باید اونو برید و بعضی جاهاش رو تا کرد تا شکل ۳ بعدی پیدا کنه.
وقتی اینو به علی حسینی گفتم اونم گفت که خدای پول رو هم هم به اون داده.
توعکس های زیر٬ عکس اوب خدای امتحان هست و عکس دوم خدای پولدار شدن.


اين موضوع باعث شد به اين نتيجه برسم كه غير از ايراني ها بقيه هم آدمن!!!
پرسيد: Who is Mohammad?
گفتم: مثل عيسي كه پيامبر مسيحي هاست. يا موسي كه پيامبر يهودي هاست، محمد هم پيامبر مسلمان هاست. نگاهي كرد و فكري كرد و بحث عوض شد...
2. رفته بودم تو سايت DHL كه قيمت ارسال بسته به ايران رو چم كنم. طبق معمول انتظار داشتم كه اسم ايران (IRAN) بقل اسم عراق (IRAQ) باشه اما نبود. مطمئن بودم كه DHL به ايران بسته ميفرسته واشه همين تمام ليست رو نگاه كردم بين كشورهايي كه با I شروع ميشد. چيز جالبي ديدم. 2 كشور بود به نام اسرائيل جلوي يكي داخل پرانتز نوشته شده بود غربي و جلوي اون يكي نوشته شده بود داخل پرانتز نوار غزه!
3. امروز داشتم وارد دانشگاه مي شدم كه از دور ديدم وسط چمن هاي ميدون ورودي دانشگاه كاغذهاي ريز ريز گذاشتن. همينطور كه نزديك شدم ديدم به چيزي رو كاغذها نوشتن و عكسي روشون هست. همون بقل هم يه تابلو بود كه روش نوشته بود Smell it اما اون تابلو مثل يه چيز بيريط بود. فكر كردم شايد اونا گل باشه كه كاشتن و براي بهار قراره در بيان و اسم اون گلها اونجا نوشته شده. جلوتر كه رفتم ديدم عكي به پسر بچه كچل هست كه دست به كمر زده و پشتش زير بار مشكلات خم شده و روي اون كاغذها پر اسم عربي بود. رو هر كاغذ به اسم بود. يه ماشين پليس خالي هم اون بغل پارك كرده بود. ديدم جلوتر به تابلويي هست كه دوسه تا آمريكايي دارن مي خوننش. منم رفتم خوندم. حدسم درست بود. نوشته بود اين اسم بچههايي هست كه تو غزه كشته شدن.
وقتي اومدم اينجا يه چيز رو كاملا احساس كردم. دنيا خيلي خيلي بزرگتر اون چيزيه كه بشه فكرشو كرد.
روابط حاكم بر دنيا پيچيده تر از بزرگش هستند.
بعد چند دقيقه واسشون 2 تا كاسه سالاد شيرازي آوردن و اونا به اين ترتيب مشغول خوردن شدن.
ابتدا لاي نور بربري رو باز كردن بعدش با قاشق سالاد شيرازي رو ريختن توي نون و ساندويچ كردن و خوردن.
با خودم گفتم شما كه جنبه غذاي ايراني رو ندارين چرا آخه اينجوري ميكنيد