تبليغاتX
ما ی من
یکی از دوستان شفیق دوباره به وبلاگ نویسی برگشتند. ( با فرض اینکه ۳۶۰ اصالت وبلاگی نداره)

من از این موضوع غافل بودم تا همیت چند دقیقه پیش.

یکی از پست هاشو برای شما اینجا لینک میکنم. حتما جالبه. در مورد سوئد.

لینک

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 1:8 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: روزانه |

امروز این عکس رو دیدم.

بعد با خودم گفتم صادق هدایت عکس از این بهتر نداره؟

این رو پیدا کردم:

با توجه به این که این عکس ها تو آتلیه گرفته شده اند. پس جناب هدایت خوشتیپ کردن و تیپ زدن رفتن عکس گرفتن.

در مقایسه با تیپ های امروزی دانشجویان هنر و ادبیات (بیوگرافی) این تیپ باید از تیپ های خوب و روشنفکری اون موقع باشه.

اگه شروط بالا صادق باشن٬ این سوال در ذهن من پیش میاد که آیا خوبی و بدی هم مثل قشنگی و زشتی هستند؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 15:58 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: درونی |

تو این پست یه کم لحن تندی دارم و ممکنه برای همهٔ خوانندگانم مناسب نباشه و نپسندند.
برای خواندن ادامهٔ مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:43 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: درونی |

این خارج هرچی خوبی هم که داشته باشه٬ یه بدی داره اونم انعام دادن هستش.

از همون روز اول که اومدیم همه به ما گفتن که باید انهام بدی نرخش هم ۱۵ درصد رقمی هستش که خرید کردی.

من نمیدونم این باکلاس یازی ایرانی هایی هستش که اومدن اینجا یا واقعا خارجی ها هم همشون انعام میدن؟ اگه همه باید بدن پس چرا مثل ایران یه سرویس ته قیمت اضافه نمیکنن و مرد و مردونه پول رو ازت بگیرن؟

مثلا من که واسه اولین بار خواستم برم سلمونی٬ از یکی پرسیدم قیمت چنده و چجوریه؟ گفت یه سلمونی عادی ۱۴ دلار میشه. کارت دانشجوییت رو که نشون میدی ازت ۱۳ دلار میگیرن بعدش ۲ دلار هم انعام میدی میشه ۱۵ دلار!

من اصلا این تو کتم نمیرفت که اگه من مستحق ۱ دلار تخفیف هستم! پس چرا ۲ دلار باید تیپ (انعام)بدم؟ اگه اون واجبه پس چرا از هموت اول ۱۵ دلار نمیگیرن خلاص؟

یدفعه تو همون سلمونی منتظر نشسته بودم دیدم یه آقا آمریکاییه اومد و رفت و انعام هم نداد. با خودم گفتم آیا واقعا ما کاسه داغ تر از آش نشدیم؟

چند شب پیش با دوستان رفته بودیم رستوران و غذا خوردیم. صورت حساب رو که آورد بچه ها گفتن آقا این رو نفر به نفر کن برامون بیار و کلی کاغذ آورد و اسم ها رو نوشتیم و خلاصه من خیلی خجالت کشیدم از اینکه اینجوری داریم پول میدیم. گارسون اون ۱ صورت حساب رو برد و ۴ تا صورت حساب آورد به جاش! 

حساب من شد ۱۰.۵ دلار و با انعامی که برای گارسون گذاشتم شد ۱۲ دلار.

امروز که حساب های بانکم رو چک میکردم دیدم از جساب من فقط ۱۰.۵ دلار کم شده و جناب گارسون سهم خودش رو بخشیده! مثکه فهمیده ما از ایشون مستحق تریم!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 18:12 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: درونی |

داشتم یه مقاله با عنوان: Jobs: Has the Meltdown Hit Us Yet? رو می خوندم که توش یه پاراگراف با مزه دیدم:

Side rant: Who are these economists, anyway? Some have won remarkable prizes for their financial acumen, but very few predicted this crash. To listen to their prognostications now seems very much like consulting a spendthrift for long-term investment advice. Economists and weather forecasters are not held accountable for being right. If you replaced economists with weather people, and vice versa, would their predictions be any less accurate?)

نا خودآگاه یاد محمد مروتی و حسین رحمتی افتادم!

پ.ن. لینک مقاله

+ نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 14:53 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: روزانه |

سلام

از اونایی که این چند وقته سر زدن و چیزی از وبلاگ من ندیدن عذر خواهی میکنم.

قضیه اینه که لپ تاپ قبلی من بعد از دو سال کار کردن سوختش! منم چون تو دانشگاه کامپیوتر نداشتم مجبور بودم از سایت استفاده کنم.

الآن یه لپ تاپ جدید گرفتم اما چون حروف فارسی نداره نوشتن با این برام سخته واسه همین مقداری تنبلیم میشه که بنویسم.

تو همین دو سه خط که فارسی نوشتم احساس میکنم دستم روون تر شده.

خوب لپ تاپ گرفتن من هم داستانی شد برای خودش.

اول تو اینترنت گشتم تا اینکه یه لپ تاپ ساخت شرکت "دل" پیدا کردم که قیمتش ۱۰۰۰ دلار بود. واقعا نسبت به قیمت و کاراییش هیچی مثل اون تو بازار نبود.

رفتم خریدمش و اومدم خونه و تا روشنش کردم تو همون مراحل اول هنگ کرد. همون شب اول ۸ بار هنگ کرد و منم بردمش به فروشگاهی که اونو خریده بودم پس دادم و گفتم یکی دیگه از همین می خوام.

آقا چشمتون روز بد نبینه! لپ تاپ دوم هم همون روز اول ۲ بار هنگ کرد اما اونقدر خوب کار میکرد که دلم نیومد برم پسش بدم. با خودم گفتم نگهش میدارم شاید خوب شد!!!

آقا تو ۵ روز روزی حداقل ۲ بار هنگ کرد. می خواستم اونو پس بدم اما از طرفی با قیمت و کارایی اون چیز دیگه ای گیرم نمی اومد. واسه همین رفتم اونجا و باز خواستم یکی دیگه ار همین بگیرم. اقا هود فروشنده داست رسما التماس میکرد که بابا جون اینو نخر همین امروز ۲ تای دیگه هم پس گرفتیم!

 بنابر این تصمیم گرفتم از امکانات موجود در ایالات متحده استفاده کنم!

یک فروشگاه زنجیره ای در این سرزمین کفر وجود داره که لوازم الکتریکی رو تا ۹۰ روز بعد از خرید پس میگیره و پول رو کامل به آدم پس میده. منم تصمیم گرفتم فعلا یک لپ تاپ بردارم تا ۲-۳ ماه دیگه که قیمت ها اومد پایین تر و بازار عوض شد بتونم یه لپ تاپ با همون کارایی "دل" ولی با کیفیت آی بی ام و با قیمت خروس قندی بخرم!

پ.ن. لینک لپ تاپ دل + و لینک لپ تاپ الانم +

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:38 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: روزانه |