تبليغاتX
ما ی من
اصطلاح (Fresh Off the Boat (F.O.B به کسایی گفته میشد که از طریق ساحل شرقی تازه با کشتی وارد آمریکا میشدند . از همین اصطلاح هنوز هم برای تازه وارد ها استفاده میشه. حتی اگه با هواپیما به ساحل غربی اومده باشند. بعضی وفت ها فاب هم شنیدم.

پ.ن. تعریف ویکیپدیا با تعریف من فرق داره!

پ.ن.2. این متن رو هم از یک وبسایت برداشتم که به نظر میاد که نویسنده یا آسیایی بوده است یا اونقدر آسیایی دیده که فکر کرده خارجی فقط اونا هستند!

Fob (Fresh Off tha Boat)
- You were not born in America
- You know who Leon, Aaron, Sammi, Hikki, and Kangta are. In fact, you have seen them at Atlantic City or Las Vegas recently
- You speak your native language fluently and so do all your friends
- You do not have any non-Asian friends
- Your parents do not speak any English
- When you speak English, you like to make everything plural
- You get extremely good grades in school
- You cannot dance
- Your fashion sense comes from whatever country you're from and you incorporate nothing from American fashion into your wardrobe

SuperFob
- Your command of the English language is minimal and you don't care
- You like dim sum chicken feet
- You do not own a single CD, VCD, Video game, or DVD that isn't bootlegged
- Your only hangout is Chinatown
- All the lights in your house are fluorescent
- You dry your cloths outside your window
- You need a haircut
- You either smell like cigarettes or food

Fobulous
- You speak perfect English and you are fluent in your native language
- You have Asian friends as well as non-Asian friends
- You listen to Asian pop as well as American music
- You are equally aware of both popular American culture and Asian pop culture
- You are a good dancer
- You date Asian by choice even though you could rock the opposite sex of any other race
- You are a good designer and have superior Html skills
- You have an Apt107 page AND an AA page and the guest books in both are packed
- For you, FOB stands for Fabulous Oriental* Being
- You have lots of Asian pride

پ.ن.3 اینجا به چشم بادومی ها میگن آسیایی( بخوانید: اِیژیَن). به ما میگن خاور میانه ای( بخوانید میدِل ایستِرن).

* Oriental هم اصطلاح دیگه ای هست که به جای Asian استفاده میشه اما یه کم بی ادبی هست.

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 10:21 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: روزانه |

هرچی به این طرفداران وضع کنونی و احمدی نژاد نگاه میکنم٬ میبینم اینها هیچ رقمه از بودن احمدی نژاد سود نمی برند و این طرفداریشون واقعا از سر اینه که فکر میکنند طرف احمدی نژاد حقه.

وقتی هم باهاشون حرف می زنی می بینی که همون قدر که تو دلت واسه سادگی اونا میسوزه اوناهم همون اندازه دلشون واسه سادگی تو میسوزه.

اون موقعه که باز یادم میافته که تشخیص حق از باطل چقدر سخته و چقدر تو زندگی ناحق کردم در حالی که مطمئن بودم کارم درسته.

 

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 13:9 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: درونی |

وقت مطلب نوشتن و تمرکز درست و حسابی نیست.

فقط امروز که در چرخ وبلاگی دیدم یکی مایکل جکسون رو با شجریان مقایسه کرده و اونو در حد خدا برده بالا و شجریان رو چطور زده زمین اونم فقط چون شجریان خواسته از حق کپی رایت خودش به عنوان ابزاری برای رساندن صدای مردم استفاده کنه دلم بدجوری سوخت!

نه جکسون آیت الله هست و نه شجریان امام زاده. اما هرچی که هست دست شجریان از جکسون بی نمک تر بوده!

پ.ن. بماند...

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 10:39 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: بُرونی |

بعد از حماسه ملی که ملت ایران در انتخابات دوره دهم آفریدند از شعور دمکراتیک ایرانیان به خودم بالیدم. اما با دیدم این عکس تازه فهمیدم که نه تنها دمکراسی در ایران بالاست بلکه اونقدر آزادی عقیده هم وجود داره که نیازی نیست موقع نوشتن نام کاندیدا برگه رای را تا کنی میتونی درسته و تا نکرده بندازی تو صندوق!

لینک به منبع

پ.ن. برگه تا نشده از سوراخ صندوق رد میشد؟ کسی یادش هست؟

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:42 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: بُرونی |

وقتی از سایت نقشه گوگل به دانشگاه ما نگاه کنید ساختمان تازه دانشکده مهندسی که در همین ماه جاری به بهره برداری رسید هنوز به شکل قدیم یعنی کارگاه ساختمانی نشون داده میشه.

ما تقریبا ۳ هفته هست که به این ساختمان جدید منتقل شدیم. یک روز صبح که برای سوار شدن به اتوبوس های دانشگاه رفته بودم. هم خانه ای تایوانیم (جک) هم اومد و تو ایستگاه هم دیگه رو دیدیم. موقع همراهی با جک به سمت ساختمان های مهندسی٬ جک از مسیر دیگه ای رفت.

مسیری که با رنگ آبی نشون داده شده مسیری هست که من همیشه از اون مسیر میرفنم اما مسیر قرمز مسیری بود که جک از اون مسیر رفت. از اون روز به بعد هر بار که از اتوبوس ها پیاده میشدم اینکه کدوم مسیر کوتاهتر هست برام یه سوال حل نشده بود.

از طرف دیگه بدلیل شروع فصل تابستان تعداد اتوبوس ها هم کاهش یافته و بنابراین مدت انتظار در ایستگاه افزایش یافته است. برای همین امروز تصمیم گرفتم که هم برای زمان بندی و هم برای حل این مسئله کوتاهترین مسیر٬ وقت بگیرم که زمان طی کردن هر مسیر چقدر هست و همچنین با شمردن قدمهام یک تخمینی هم از مسافت بزنم!

طبق عادت ایران انتظار داشتم موبایلم تابمر داشته باشه. وفتی موبایل رو باز کردم دیدم که اِ! مویایل من تایمر نداره. برای همین توی اینترنت گشتم ببینم برنامه تایمر واسه موبایلم پیدا میشه؟ که یه برنامه تایمر مجانی پیدا کردم. وقتی اینو دیدم با خودم گفتم شاید برنامه مسافت سنج هم برای موبایل من نوشته شده باشه و مجانی هم باشه! تو اینترنت چرخی زدم و دیدم که بله یدونه هست!

این برنامه برای افرادی نوشته شده که برای ورزش میرن بیرون میدوند و می خواهند اندازه بگیرند که چقدر کالری سوزوندند و چقدر مسیر رفتند. نسخه کاملش که بدرد ورزش کارها می خورد ۳ دلار بود اما نسخه عادی که فقط مسافت رو اندازه میگرفت مجانی بود.

از امروز شروع کردم هر دو مسیر رو رفتن و مسافت طی شده رو در یک فرم اکسل وارد میکنم و اندازه میگیرم و در پایان با میانگین گیری کوتاهترین مسیر رو پیدا میکنم.

 

 

پ.ن. از انتخابات تا کنون بیش از ۱۰ نفر در ایران کشته شده اند!!!

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 23:53 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: بُرونی |

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 21:44 توسط علی میرطار | لينك | موضوع: روزانه |