آسانسور
امروز چند بار از آسانسور دانشکده استفاده کردم.
۱. نژاد پرستی:
وقتی ۲ تا هندی رو دیدم که دارن باهم انگلیسی حرف میزنن خدا رو شکر کردم که هم آزمایشگاهی من چینی هست.
۲. تفریح سالم:
معمولاً توی آسانسور پوسترهای تبلیغاتی میچسبونن که گاها عکس هم توشون هست. قبلا چند باری دیده بودم که ملت میان واسه این عکسها سبیل اضافه میکنند و ...
امروز دیدم که یکی از این عکسها رو دستکاری کردن و دندون طرف رو که داره میخنده رو سیاه کردن انگاری که دندونش افتاده. دیدم روی دیوار روبرویی آسانسور هم یکی دیگه هست منم خودکار دستم بود و برداشتم دندون این یکی رو هم سیاه کردم. یهو آسانسور وایساد. کلی ترسیدم! خلاصه همین خودکاری کردن تبلیغات روی دیوار کلی هیجان انگیز بود و کلی ادرنالین در من تولید کرد تصمیم گرفتم این کار رو به طور جدی ادامه بدم.
پ. ن. ۲۲ بهمن مبارک!
مای من.